فهرست بستن

📑 سیاست گذاری در شرایط بحران

اساساً برای اقدامات بزرگ و حل مشکلات عمیق باید با سیاست و راهبردهای دقیق حرکت کرد؛ مشکلاتی همچون بحران کرونا که چالش جهانی به وجود آورده و برخی ساختارهای اقتصادی و حتی سیاسی را در معرض دگرگونی قرار داده است برای برون رفت از آن باید به سیاست گذاری و تعیین راهبردهای اساسی پرداخت.
به طور معمول حکومت ها در شرایط بحرانی دو گونه سیاست و راهبرد را دنبال می‌کنند: یک نوع سیاست گذاری و تعیین راهبرد برای برون رفت از بحران و حل چالش و یک نوع هم سیاست گذاری بهره‌جویانه از بحران به نفع اهداف خارج از بحران.
در نوع اول یعنی سیاست های حل بحران، نقطه عطف توجّه اصل بحران است و کوشیده می شود برای آن دقیق ترین و موثرترین راهبردها تعیین شود، به طور مثال در خروج از چالش کرونا تلاش می‌شود با تقویت سیستم های بهداشت و درمان و اقناع جامعه مشکل را حل کنند ولی در نوع دوم یعنی سیاست های بهره جویانه از بحران ممکن است موضوع را جابجا کنند و بحران را به مثابه فرصت برای دستیابی به هدف های دیگر بدانند.
به نظر می‌رسد نظام‌های سلطه به طور معمول سیاست‌ها و راهبردهایشان از این دست است و با پیدایش یک بحران به جای حل آن می کوشند با فرصت سازی از بحران به وجود آمده، آرمان های پیشین خود را دنبال کرده به آنها بپردازند. متاسفانه این نگاه بداخلاقانه گاهی در لابلای نقدها و اظهار نظرهای برخی سیاستمداران در کشور ما هم پیدا می شود و به جای تعیین و التزام به یک راهبرد محوری و اصلی در حل بحران، گاه به دنبال اثبات ناکارآمدی و متوجّه ساختن ضعف به دولت، رسانه ملی و یا نهادها و صنوف دیگر هستند،
امروز زمان بهره جویی از بحران نیست بلکه باید همه سیاست ها راهبردها را متوجّه حل بحران سازیم و یکپارچه و متفق‌القول برای مقابله با کرونا در یک جبهه واحد بجنگیم.

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *